الشيخ محمد علي الگرامي القمي
22
لو لا على (ع) (فارسى)
پس هر چيزى كه دال بر مسمى باشد ، اسم است ، چنان كه به الفاظ - به خاطرحكايت از معنا - كلمه و كلام مى گوييم . پس هر چيزى كه حاكى ازمعناست ، كلمه و كلام است ، و همان فرقى كه در كلمه و كلام لفظى است درهمان كلمه و كلام هم هست ؛ كلمهى بسيطه ، كلام مركب و . . . انواع و اقسام كلمات لفظى ، در واقع در غير لفظ هم هست ؛ كلمه ى مبشره ، كلمه ى مفزعه ، و . . . اينها اسماء هستند و كلمات ، حالا كدام مهمتر است آيا الفاظ و كلمات و اسماء لفظى مهمتر است يا اسماء و كلمات واقعى ؟ اين همان مطلبى است كه گفتم ؛ آيا لفظ ، وجودِ اضعف است يا وجودِ اقوى ، كه آن جمله را از ابن عربى در ابتداى صحبت آوردم . مرحوم حاجى سبزوارى هم ، درقسم منطق منظومه ، مى فرمايد كه : « اسماء لفظى كه اسماء تدوينى هستند اگر احترام دارند ، فكيف بالاسماء التكوينى ؟ اسمائ تكوينى خيلى مهمتر » يعنى مى خواهند بگويند كه تكوين مهمتر از لفظ است بر خلاف نظر ابن عربى كه لفظ را مهمتر از هر قوه ، قدرت و وجود امكانى مىداند ؛ اصل عالم را در لفظ مىداند . روى اين حساب ، اگر ما عالَم را دليل بر ذات ربوبى به حساب آوريم ، الفاظ ، دلالت بر ذات ربوبى دارند ، ولى شايد بتوان گفت كه : دلالت خود وجودات واقعى و كلمات واقعى درعالمِ هستى ، اتمّ است . اينها اسم هستند - به هر معنا آمده باشد ؛